گزارش برنامه پیمایش خط الراس توچال به کلکچال (هفتمین برنامه رسمی زمستان)
بسمه تعالی
سرپرست برنامه: آقای شاهین صفوی
گزارش: آقای شاهین صفوی
روز پنج شنبه مورخ ۱۳/۱۲/۸۸ راس ساعت ۱۶:۳۰ بعد پشت سر گذاشتن یک ترافیک سنگین در محل قرار یعنی کنار مجسمه کوه نورد در میدان سربند با اعضای گروه کوه نوردی گلستان شهرستان نجف آباد دیدار کردیم. که البته این دوستان ۱ ساعتی زودتر به محل قرار رسیده بودند و آقا مجید هم در همین زمان به ما ملحق شد.
تصمیم بر این بود تا من (شاهین) به همراه مجید به نمایندگی از گروه کوه نوردی همنورد با گروه کوه نوردی گلستان جهت پیمایش خط الراس توچال به کلکچال حضور داشته باشیم و همچنین قرار بود دوست خوب خودم (احمد خاکزاد) فردای همین روز راس ساعت ۱۲:۰۰ ظهر برای پشتیبانی ما، بر روی گردنه لوپهنه مستقر بشه تا در صورت بروز حادثه اقدامات لازم رو انجام بده.
ابتدای برنامه با سلام و احوال پرسی و خوش آمد گویی به دوستان نجف آبادی آغاز شد. سرپرست این گروه دوست داشتنی آقای کامرانی بود و من هم بعنوان راهنما در خدمت این عزیزان.
جمعا ۱۱ نفر شدیم. ۲ نفر از گروه همنورد و ۹ نفر از گروه گلستان. مسیر را با جلوداری من در ساعت ۱۶:۴۰ شروع کردیم. در ساعت ۱۸:۱۵ به کافه رجب که روبروی پایگاه امداد و نجات داودی بود رسیدیم و استراحتی کردیم. در کنار بچه ها چند عکس یادگاری گرفتیم و در ساعت ۱۸:۴۵ به سمت پناهگاه شیرپلا حرکت کردیم.
از اینجا به بعد تا خود پناهگاه به دلیل تاریکی مسیر از هدلایت استفاده کردیم تا اینکه در ساعت ۲۰:۰۰ به پناهگاه رسیدیم. خیلی خیلی شلوغ بود. ۲ تا تیم از مشهد، ۱ تیم از اصفهان، ۱ تیم از دانشگاه آزاد رودهن و . . .
بعد از صرف شام با آقا مسعود که از دوستای من بود و اون شب بعنوان مسئول پناهگاه شیرپلا در اونجا حضور داشت وارد مذاکره شدیم و در سالن عمومی پناهگاه ۱۱ تا تخت برای خواب اجاره کردیم. اینجا باید یادآور بشم که هزینه اسکان در سالن عمومی از یک ماه پیش تا حالا ۵۰۰۰ ریال افزایش یافته بود و به مبلغ ۲۵۰۰۰ ریال تغییر کرده بود. تو دلم گفتم این یعنی تحول اقتصادی.
با مجید و بقیه بچه ها در سالن عمومی مستقر شدیم و بعد از کمی گفتگو خوابیدیم. جای همه ی بچه ها مخصوصا احمد خیلی خالی بود. صبح فردا راس ساعت ۵:۳۰ بیدار شدیم و بعد از صرف صبحانه در ساعت ۶:۴۰ به سمت قله حرکت کردیم. هوا کاملا صاف و مناسب صعود بود.
مسیر پر بود از کوه نورد. انگار که توچال یکی از روزهای شلوغ رو داشت تجربه می کرد. در ساعت ۸:۴۸ به جانپناه علی امیری (سیاه سنگ) رسیدیم و بچه ها به داخل رفتند و تجدید قوایی کردند. مجددا در ساعت ۹:۰۵ حرکت خودمونو آغاز کردیم. در نیمه های راه مجید به دلیل خستگی کاری در طول هفته گذشته تصمیم به بازگشت گرفت و از گروه جدا شد. از اونجایی که به تجربیات خوب مجید تو این چند برنامه ی آخری اطمینان داشتم از اون جدا شدیم.
در حدود ساعت ۱۰:۳۰ در نزدیکی قله بودیم و در مجاورت خط الراس توچال که به پیشنهاد من برای جلوگیری از اتلاف وقت و انرژی، تیم به ۲ گروه تقسیم شد. گروه اول متشکل از ۴ نفر که از ادامه مسیر صرف نظر کردند و قصد بازگشت با تله کابین رو داشتند به سمت قله ادامه مسیر دادند. بقیه اعضای تیم هم که قصد پیمایش خط الراس توچال به سمت قلل کلکچال رو داشتند با من همراه شدند. در حدود ۱۰۰ متری قله بودیم که به سمت راست بر روی خط الراس تغییر مسیر دادیم. جایی مناسب پیدا کردیم و کمی استراحت کردیم.
در اوایل مسیر سختی کار به چشم نمی اومد. کم کم مسیر پر شد از برف و نقاب برفی. تا جایی که مجبور شدیم برای چند دقیقه ای اجبارا صبر کنیم و مسیر مناسب و کم خطر رو انتخاب کنیم. کم خطر که میگم نه اینکه اصلا خطر نداشت. به کمک آقای کامرانی و حمید و با استفاده ار طنابچه انفرادی و کلنگ به سرعت یک کارگاه زدیم و سر طناب رو من به خودم بستم و با احتیاط کامل داشتم مسیر رو طی می کردم که ناگهان یکی از اعضای گروه از کنار من و بدون حمایت عبور کرد و رد شد که به نظرم اصلا کار حساب شده ای نبود و می تونست خطر ساز باشه.
خلاصه به هر صورت که بود از اون نقاب برفی عبور کردیم. دوباره به جایی رسیدیم که از مسیر روبرو جایی برای رفتن نداشتیم. مسیر سمت راست هم کاملا دارای شرایط سقوط بهمن بود (هم بخاطر برف زیاد انباشته شده و هم بخاطر شیب بسیار تند مسیر). با مشورت با آقای کامرانی تصمیم بر این شده تا از مسیر سمت چپ و کمی پایین تر با توجه به حجم برف کمتر بصورت تراورس از زیر قله فرعی عبور کنیم. البته اینرو هم بگم که شدت باد نسبتا زیاد شده بود.
به سرعت از مسیر عبور کردیم. در حدود ساعت ۱۲:۳۰ بود که موفق شدیم با احمد که بعنوان تیم پشتیبانی به همراه خرزو خان روی گردنه لوپهنه مستقر بود با بیسیم ارتباط برقرار کنیم و از شرایط جوی مخصوصا سرعت باد تو ارتفاع پایین تر مطلع بشیم. در همین هنگام ۲ نفر کوه نورد که از سمت کلکچال قصد صعود قله توچال رو داشتند رو در مسیر دیدیم. خوبی این دیدار این بود که ما از مسیر پاکوب این دو نفر استفاده کردیم و بدون هیچ مشکلی در ساعت ۱۵:۰۰ بعد از عبور از قلل لزون غربی و شرقی و گردنه پیازچال به قله کلکچال رسیدیم.
از قله لزون شرقی تا قله کلکچال مسیر کاملا مه آلود بود . فقط در حدود ۵۰ متر جلوتر از خودمونو می تونستیم ببینیم ولی سرعت باد خیلی کم شده بود.
روی قله چند دقیقه ای استراحت کردیم و چند عکس یادگاری انداختیم. سپس به سمت گردنه لوپهنه حرکت کردیم. ساعت در حدود ۱۵:۴۰ بود که در کنار احمد بودیم. جا داره از همین جا از احمد عزیز که با حضورش کمک خیلی زیادی به پشتیبانی تیم کرد تشکر ویژه کنم. واقعا اگه اون بالا به مشکلی بر می خوردیم تنها کسی که می تونست برای ما درخواست کمک کنه احمد بود.
روی گردنه در کنار هم فیلمی به یادگار تهیه کردیم و بعد از آن به سمت اردوگاه کلکچال حرکت کردیم تا در ساعت ۱۶:۴۵ در اردوگاه بودیم. از اونجایی که همگی خیلی گرسنه بودیم تا ساعت ۱۷:۳۰ مشغول خوردن و تجدید قوا شدیم. هوا داشت کم کم رو به تاریکی می رفت که به راه افتادیم و در ساعت ۱۹:۲۰ در پارک جمشیدیه این برنامه هم در کنار بچه های با صفای گروه کوه نوردی گلستان شهرستان نجف آباد با خاطراتی خوب به پایان رساندیم.
(بازنگری: احمد خاکزاد)
تصاویر منتخب از برنامه پیمایش خط الراس توچال به کلکچال (هفتمین برنامه رسمی زمستان)