گروه کوه نوردی همنورد

گزارش برنامه قله چین کلاغ (چهارمین برنامه رسمی بهار)

بسمه تعالی

سرپرست برنامه: احمد خاکزاد

گزارش: احمد خاکزاد

جمعه 17/02/89  -  تهران – میدان درکه

ساعت 6:30 دقیقه صبح بود که به میدان درکه رسیدم، قرارمان ساعت 7 صبح در همین مکان بود و به همین خاطر هم هنوز هیچ یک از دوستان در محل حاضر نشده بودند. محمد و ریحانه نفرات اولی بودند که آمدند و در فاصله زمانی بسیار کوتاهی همه عزیزان در محل حاضر گردیدند. مهمترین نکته این برنامه حضور شاهین بود که با آمدنش شور و نشاط خاصی به جمع بخشیده بود، روایتش از ماجراهای سربازی، هرچند که با خاطرات من از خدمت تفاوت­های اساسی داشت، اما به هرحال یادآور دورانی بود سراسر خاطره!

یازده نفری و به جلوداری شاهین عزیز راهی جنگل کارا شدیم. ترکیب تیم از این قرار بود: سه تا مجید (مجید آقا، آقا مجید و مجید!!!)، شاهین، ریحانه، نسرین، محمد، امین، وحیده، نغمه و احمد. با ریتم مناسبی و تقریبا بدون وقفه به جنگل کارا رسیدیم و در مکان مناسبی و دورهم بساط صبحانه را به پا کردیم. گپ و گفت و شور و نشاط اولیه همچنان بر جمع حاکم بود و این موضوع روزی خوش و به یادماندنی را نوید می­داد.

درحالی که آسمان کاملا آبی و عاری از ابر بود، به مجید گفتم "امروز بارون میآد" و داد مجید درآمد که "بازم سق زدی، هوا به این خوبی ...!!!"

پس از صرف صبحانه، شاهین عزم بازگشت نمود و بنابراین برایش آرزوی توفیق و سلامتی نمودیم و به امید اینکه با اتمام خدمتش، دوباره در کنار هم باشیم، به خدا سپردیمش.

با ده نفر و درحالی که ساعت 10 صبح بود، راهی ادامه مسیر شدیم. جهت عزیمت به قله چین­کلاغ پاکوبی را که منتهی به یال غربی قله می­شد و در جهت جنوب غربی جنگل واقع بود، انتخاب نمودیم. جلودار ادامه مسیر مجید بود و سایرین به صورت خطی به دنبالش در حرکت. بحث قالب تیم برنامه ریزی جهت تابستان امسال بود، نمی­دانم چگونه شده بود که برنامه صعود به قله آرارات در حال تبدیل به شنا در ساحل ترکیه بود و البته مجریان این تبدیل هم مجید و محمد بودند که از معلوم­الحالان گروه­اند!!! خلاصه سوژه این برنامه هم ساحل ترکیه بود و البته مسجد ...!!!

ساعت 12:30 بود که هر 10 نفر روی قله بودیم و به گرفتن عکس یادگاری و استراحت پرداختیم. هوا علیرغم آفتابی بودنش سرد بود و بنابراین تصمیم گرفتیم که ناهار را دیرتر بخوریم. میوه و تنقلات خوردیم و ساعت از 13 گذشته بود که راه بازگشت را پیش گرفتیم، البته از دره منتهی به شهرک بام تهران در سعادت آباد. (دامنه جنوبی)

مقداری از مسیر را شن­اسکی آمدیم و مابقی را زیگزاگ و به هرترتیب در ساعت 15 و در مکان نسبتا مناسبی مشغول صرف ناهار شدیم. همچنان بحث پیرامون برنامه آرارات بود و ...

با مقصد برنامه فاصله اندکی داشتیم و بنابراین و با نظر جمع تصمیم گرفتیم استراحتی نسبتا طولانی داشته باشیم و از زمان باقی مانده نهایت استفاده را ببریم. به لطف پروردگار شاد بودیم و البته این موضوع را مدیون عزیزان حاضر بودم. جای همه همنوردان غایب را خالی کردیم و جدا که جایشان هم خالی بود.

بالاخره باران شرع به باریدن کرد و همین چند قطره­ هم کافی بود تا ناخودآگاه درونم فریاد بزند "دیدی گفتم!"

ساعت 17:30 بود که عزم بازگشت نمودیم، در طول مسیر، آقا مجید و مجید آقا به کمک فردی رفتند که در حین فرار از دست سگ، زمین خورده بود و دستش دچار خونریزی شده بود، ابتدا با محلول بتادین موضع را ضدعفونی و سپس پانسمان نمودند. بر خود لازم می­دانم از همیاری این دو همنورد گرامی، صمیمانه قدردانی نمایم.

به هرترتیب، ساعت اندکی از 18 گذشته بود که به مقصد برنامه، یعنی ایستگاه شهرک بام تهران رسیدیم.

با تشکر ویژه از تمامی عزیزان حاضر

پایان

تصاویر منتخب از برنامه قله چین کلاغ (چهارمین برنامه رسمی بهار)

+ نوشته شده در  شنبه هشتم خرداد ۱۳۸۹ساعت 23:32  توسط admin  |