گروه کوه نوردی همنورد

گزارش برنامه كلكچال (11 و 12 فروردین ماه 88)

به نام بهترین حافظ

با توجه به فاصله زمانی نسبتا طولانی بین آخرین برنامه زمستان و اولین برنامه فصل بهار، برنامه­ای تمرینی برای گروه در نظر گرفته شده بود كه گزارش آن به طور خلاصه از قرار زیر می­باشد:

سه­شنبه 11/01/88

08:00 میدان تجریش، محل شروع برنامه: اعضای حاضر در این برنامه: شاهین صفوی، حمیدرضا حمزاویان و احمد خاكزاد. شرایط آب و هوایی: كاملا ابری و سرد، همراه با مه و بارش تگرگ و برف (باید اقرار كنم با توجه به هوای بهاری نوروز سال جاری، این وضعیت آب و هوایی كه از بسیاری از روزهای زمستان سردتر بود، كمی غافلگیرمان كرده بود.) به هر ترتیب راس ساعت مقرر راهی گلاب دره شدیم تا از آنجا به قلل كلكچال و پیازچال صعود كنیم.

08:20 گلاب دره: با انجام كمی نرمش و گرم كردن بدن، در بارش شدید برف، كوله­ها را برپشت نهادیم و با توكل بر خداوند، صعودمان را آغاز كردیم. همه جا سفیدپوش شده بود و بارش برف همچنان ادامه داشت و وزش باد هر لحظه بیشتر می­شد. از كنار سنگ مثقالی گذشتیم و با توجه به تمرینی بودن برنامه، با عبور از مسیرهای نا متعارف، سعی كردیم توانایی­های خود را در جهت یابی در شرایط نا مساعد آب و هوایی با استفاده از GPS و عوارض جغرافیایی، بالا ببریم.

12:00 به اردوگاه سفیدپوش و علی­رغم انتظار تعطیل و خالی كلكچال رسیدیم. در مكانی مناسب و در حالی كه هنوز كولاك در جریان بود، كمپ خود را برپا كردیم و داخل آن به آماده كردن و صرف ناهار پرداختیم و سپس استراحت نمودیم.

17:00 زمانی كه از خواب برخاستیم، دیگر از بارش برف خبری نبود، اما همچنان ابرها همه آسمان را پوشانده بودند و سرمای هوا به قوت خود باقی بود. تصمیم گرفتیم با توجه به شرایط آب و هوایی و همچنین عدم آمادگی جسمانی­مان، از صعود به قللی كه مد نظر بودند، صرف نظر كنیم و به جای آن، به گشت و گذار در اطراف بپردازیم و در نهایت با شب مانی در همان كمپ برپا شده، صبح روز بعد با بازگشت به شهر، برنامه را به پایان برسانیم.

20:00 به آماده سازی شام پرداختیم و سپس صرف آن.

22:00 در بیرون چادر سرما همچنان حاكم بود و حتی كریستال­های یخ، روی پوش خارجی چادر فراوان بودند. به هرترتیب همگی داخل چادر آمدیم و در كیسه­خواب­هایمان فرو رفتیم و لحظاتی بعد، در خواب ناز بودیم. هوا به نسبت این فصل، بسیار سرد بود.

چهارشنبه 12/01/88

06:30 با وجود سر و صدای حمید، دیگر امكان خوابیدن وجود نداشت و حمید كه ظاهرا از ساعت 03:30 دیگر نتوانسته بود بخوابد و از همان موقع هم در تكاپو برای بیدار كردنمان بود، خوشحال از این موفقیت كه بالاخره خواب را از چشمانمان ربوده است، به جشن و پایكوبی پرداخت!!! به هرترتیب، از خواب برخاستیم و مهیای صرف صبحانه و بازگشت شدیم. كمپ را جمع نمودیم و در هوایی كاملا متفاوت با روز قبل، راه بازگشت از طریق مسیر كلكچال را پیش گرفتیم.

10:00 در پارك جمشیدیه بودیم و این برنامه تمرینی را رسما به پایان رساندیم. همراهی شاهین و حمیدرضا باعث شد لحظاتی به یادماندنی را در این برنامه­ تجربه كنیم، جای دوستان غایب هم واقعا خالی بود.

گزارش: احمد خاكزاد

 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم فروردین ۱۳۸۸ساعت 14:35  توسط admin  |