گزارش برنامه صعود به قله آتشکوه (هشتمین برنامه رسمی تابستان)
بسمه تعالی
سرپرست برنامه: آقای احمد خاکزاد
گزارش: آقای علیرضا امیدیان
بزرگ است پروردگار * که زمین را آفرید * که آسمان را آفرید * که انسان را خلق کرد * که شادی را آفرید * و به آدمیان ارزانی داشت (داریوش بزرگ)
با رسیدن همه بچهها در ساعت 18 بعد از ظهر روز پنجشنبه 12/06/88 در محل قرار، تعدادی از بچهها با نظر سرپرست برنامه در ماشین سهراب و بقیه در ماشین علیرضا به سمت روستای افجه حرکت کردیم.
در ساعت 18:45 ماشینها را پارک کرده و 10دقیقه بعد با انداختن کولهپشتیها به دوش، حرکتمان را آغاز نمودیم تا در محلی مناسب برای صرف افطاری توقف نماییم. در ساعت 20 در کنار باغ شکوفههای ناز به صرف افطاری و آن آش رشته فوقالعادهای که سهراب آورده بود پرداختیم.
چند دقیقه بعد ماه با آن مهتاب زیبایش طلوع کرد و محیط را روشن نمود و دیگر نیازی به هدلایت نبود. بعد از صرف افطاری در ساعت 21:30 به سمت قله حرکت کردیم. با توجه به مسیر GPS ، از مسیر اصلی دشت هویج خارج شدیم و در مسیر پاکوبی که در سمت چپ وجود داشت وارد شدیم. به دلیل تاریکی شب، از مسیر پاکوب خارج شده و بعد از گذشتن از یک باغ، شاهین و مجید و من برای پیدا کردن مسیر از دیگر بچه ها جدا شدند.
بعد از گذشتن از یک مسیر با شیب زیاد به یال اصلی رسیديم و با ارتباط با سرپرست برنامه، دیگر بچهها به ما پیوستند. بعد از گرفتن چند عکس در مسیر به باغهای بالادست رسیدیم و به دنبال مسیر GPS ، به مسیر شن اسکی و سنگلاخ رسیدیم که اصلا شرایط مناسبی برای عبور نداشت. (در همین حین سرپرست برنامه شاهین را به ر.پ ز تشبیه کرد!!!) با نظر جلو دار کمی به طرف راست حرکت کردیم و مسیر پاکوب را پیدا نموديم که شیب قابل تحملی داشت. در ساعت 00:05 بامداد جمعه به یک دشت پر از گزنه و در عین حال زیبا رسیدیم که در ارتفاع 3000 متری قرار داشت.
بساط شام را برپا کرده در همین زمان سهراب و شاهین به جمع کردن خارها برای برپایی آتش مشغول شدند که تلاش آنان زیاد موفقیت آمیز نبود. بعد از صرف شام در ساعت 1:15 به طرف قله حرکت کردیم. مسیر پاکوب در یال اصلی قرار داشت و شیب مسیر مناسب بود. در ساعت 2:20 به دلیل خستگی بعضی از افراد گروه، سرپرست برنامه به همراه علیرضا و سهراب و صبا به سمت پایین (محل صرف شام) و بقیه تیم به سمت قله حرکت نمودند.
بعد از گذشتن از چند قله فرعی در ساعت 3 بامداد به یک گردهی سنگی در ارتفاع 3380 متری که در دو طرف آن دره با شیب زیاد بود، رسیدیم که با نظر سرپرست برنامه (از طریق ارتباط رادیویی) و آقای صفوی به دلیل بالا بودن خطر در این مسیر تصمیم به برگشت گرفتیم. در نزدیکی محل صرف شام، علیرضا با هدلایت خود ما را به خاطر تاریک بودن دشت (که دیگر از نور مهتاب بیبهره بود) راهنمایی کرد. در ساعت 4:30 به محل صرف شام رسیدیم، همه بچههای تیم اول با پتو نجات به خواب رفته بودند.
شاهین سرپرست برنامه را که کنار سهراب خوابیده بود پیدا کرده و قصد زدن او با باتوم را داشت که بخیر گذشت!!! در ساعت 5:20 با بیدار شدن بچهها به دلیل سردی هوا به طرف پایین حرکت کردیم. ساعت 7:35 صبح به محل شکوفههای ناز رسیدیم پس از رفع خستگی به طرف ماشین حرکت کردیم و ساعت 9:30 جمعه 13/06/88 برنامه را به پایان رساندیم.
به امید روزهای زیباتر با برنامه های زیباتر
(ویرایش: احمد خاکزاد)
(سرپرست: از آقایان توکلی و بهرامپور به خاطر جابجایی افراد با اتومبیلهای شخصیشان در این برنامه تشکر میگردد.)
تصاویر منتخب از برنامه قله آتشکوه (هشتمین برنامه رسمی تابستان)