گروه کوه نوردی همنورد

گزارش برنامه کمپینگ و شب مانی (جایگزین پنجمین برنامه رسمی زمستان)

بسمه تعالی

سرپرست برنامه: آقای شاهین صفوی

گزارش: آقای شاهین صفوی

صبح روز جمعه مورخ ۲۳/۱۱/۸۸ به همراه احمد و مجید حرکت خودمونو در ساعت ۸:۵۵ از مسیر اصلی توچال آغاز کردیم. از اونجایی که وقتی اسم برنامه شب مانی به زبون میاد وزن کوله ها چندین برابر میشه این بار هم وزن زیادی رو باید تا رسیدن به محل برپایی چادر تحمل می کردیم.

مسیر را به آرامی ادامه دادیم تا در ساعت ۱۰:۰۰ صبح در توقفگاهی برای صرف صبحانه ایستادیم و در مورد برنامه به صحبت پرداختیم. در ساعت ۱۰:۴۵ مسیر را ادامه دادیم. این در حالی بود که شرایط هوا دائما در حال تغییر بود. مه همه جا رو فرا گرفته بود. از حرکت در مسیرهای پاکوپ غیر متعارف به دلیل کاهش میدان دید و احتمال اشتباه رفتن مسیر، خودداری کردیم تا اینکه در ساعت ۱۱:۳۵ در ایستگاه دوم تله کابین توچال بودیم.

از آنجایی که هدف این برنامه برپایی کمپ و مشابه سازی بود تصمیم بر آن شد تا قبل از بدتر شدن شرایط هوا هر چه سریعتر به ایستگاه ۵ توچال برسیم و با انتخاب محل مناسب نسبت به برپایی چادر اقدام کنیم. از ایستگاه ۲ تا ۵ را با تله کابین طی کردیم. مه کاملا همه جا رو فرا کرفته بود و بارش برف هم آغاز شده بود و باد ملایمی در حال وزیدن بود.

در ساعت ۱۲:۲۰ در داخل سالن عمومی ایستگاه ۵ توچال بودیم. پس از استقرار در محلی مناسب با توافق بچه ها بساط ناهار رو برپا کردیم. جاتون خالی سوپ گرم که با خوردنش تمام سرد بودن هوا رو از یاد بردیم. بارش برف همچنان ادامه داشت. تصمیم بر این بود تا قبل از تاریک شدن هوا محل مناسبی برای برپایی چادر پیدا کنیم.

از قرار معلوم در محوطه ایستگاه ۵ به دلایل امنیتی اجازه چادر زدن به هیچ کسی داده نمی شود. البته ما هم قصد اسکان در اونجارو نداشتیم. حوالی ساعت ۱۵:۲۵ بود که در حدود ۱۰۰ متر از ایستگاه ۵ به سمت مسیر شیرپلا فاصله گرفتیم. پس از بررسی ۳ نقطه بالاخره محل برپایی چادر انتخاب شد. در حدود ۵۰ سانتی متر برف وجود داشت. ابتدا احمد فضایی رو که قرار بود چادر در اونجا قرار بگیره رو با قدم زدن بر روی برف مشخص کرد.

سپس به کمک یکدیگر سعی در کنار زدن حجم برف کردیم. پس از آن برای سفت شدن سطح برف روی اونو پا کوب کردیم. و چادرو برپا کردیم. چادر رو کاملا با بندهای حمایت محکم کردیم تا در اثر وزش بادهای احتمالیه شب دچار مشکل نشه. برای جلوگیری از خیس شدن زیراندازامون از یک پتونجات استفاده کردیم و اونو بین زیر اندازها و کف چادر قرار دادیم. همچنین خیلی دقت کردیم تا پوش دوم و اول چادر بهم نچسبه چون در غیر این صورت ممکن بود پس از گرم شدن داخل چادر، دیواره های چادر خیس بشه و یخ بزنه.

سپس در چادر مستقر شدیم و طبق سنت دیرینه گروه همنورد، گپ و گفت شبانه و یاد دوستانی که به هر دلیلی تو برنامه ها کم حضور دارن آغاز شد تا وقتی که مجید کم کم خیره خیره منو نگاه کرد و بعد . . .

خلاصه وقت شام فرا رسید و پس از خوردن شامی مفصل اون شب را به صبح رسوندیم. البته به این نکته هم اشاره کنم که یکی از بچه ها که نمی خوام اسم ببرم۱۰ دفعه تا صبح مارو بیدار کرد و گفت من خوابم نمی بره.

نیمه های شب بود که سرعت باد کمی بیشتر شده بود و برف هم شروع به باریدن کرده بود. صبح که درب چادر رو باز کردیم دیدیم که در حدود ۲ سانتی متر دیگه هم برف روی برف های قدیمی تر نشسته. بعد از صرف صبحانه و جمع کردن کوله ها و چادر در حدود ساعت ۱۱:۵۰ بود که به سمت پایین حرکت کردیم. هوا آفتابی شده بود و برخی اوقات هم ابری آسمون رو فرا می گرفت.

مسیر را ادامه دادیم و بعد از عبور از ایستگاه ۲ توچال در ساعت ۱۴:۲۵ در استراحتگاهی برای صرف ناهار توقف کردیم. در ساعت ۱۴:۴۵مجددا به راه افتادیم تا در نهایت این برنامه را در ساعت ۱۵:۳۵ به پایان بردیم. جای همه ی اونایی که قبلا تو برنامه ها بودن ولی الان کمتر میان و اونایی که برای ما رو وبلاگ پیام مذاشتن و الان دیر به دیر سر میزنن هم خالی بود.

به یاد همتون بودیم.

 تصاویر منتخب از برنامه کمپینگ و شب مانی (جایگزین پنجمین برنامه رسمی زمستان)

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۸۸ساعت 21:30  توسط admin  |