گروه کوه نوردی همنورد

گزارش اولین برنامه غیر رسمی فصل بهار

                                                             بسمه تعالی

* اجرای برنامه ای تمرینی در منطقه حسندر

سه ­شنبه 10/01/89 – تهران

ساعت 18:00 : بعد از خرید مایحتاج مورد نیاز یک برنامه 2 روزه و تحویل گرفتن تجهیزات فنی مورد نیاز از گروه، با اتومبیل شخصی و به همراهی مجید رفیق(همنورد پرتلاش و پراشتیاق این روزهای گروه) راهی منطقه حسندر (از توابع شهرستان فشم) شدیم تا بعد از برقراری کمپ و شب­مانی، صبح روز بعد به مرور آموخته­هایمان در دوره کارآموزی پیشرفته برف، بپردازیم و با تمرین بیشتر، آمادگی خودمان را جهت اجرای برنامه­های فنی بالا ببریم.

از همین ابتدای شروع برنامه و شاید هم از اندکی زودتر، یعنی از زمانی که شاهین خبر از نیآمدنش داد، جای خالیش کاملا مشهود بود و بدون هیچ تعارفی تا آخر برنامه و تا زمانی که تجهیزات گروه را تحویلش بدهیم، این جای خالی را احساس می­کردم.

ساعت 19:00 - حسندر: مکان مناسبی را که بین دو برف­چال واقع شده بود جهت برقراری کمپ انتخاب نمودیم و مجید مشغول برپایی چادر شد و من به دنبال فرآهم آوردن سیخ جهت آماده نمودن شام و بدین منظور با چند ترکه چوب مناسب، 4 عدد سیخ درست کردم. هوا کم­کم تاریک می­شد و بنابراین به کارمان سرعت بیشتری بخشیدیم. بیشتر زحمت برقراری کمپ و درست کردن شام را مجید کشید و من هرچه به مرور آن لحظات می­پردازم، نمی­توانم توجیهی برای سرعت پایین فعالیتم در آن زمان بیآبم.

موقع صرف شام که الحق بسیار بیادماندنی بود، تقریبا جای همه را خالی کردیم. هوا رو به سردی می­رفت و البته آسمان کاملا صاف بود و ماه و ستارگان خود نمایی می­کردند. اسرار من منجر به حفر جویی در کنار چادر شد که با تعجب مجید همراه بود و البته وقتی چند ساعتی بعد، باران شروع به باریدن نمود، تعجبش بیشتر هم شد!

ساعت 21:00: به داخل چادر رفتیم و به مرور ذهنی برخی تکنیک­ها پرداختیم و برنامه فردا را با هم هماهنگ کردیم و سپس به استراحت پرداختیم. بماند که نیمه شب بعضی­ها خواب­مان را آشفته نمودند و ...!

چهارشنبه 11/01/89 – حسندر:

ساعت 06:00: هوا همچنان تاریک بود و سردتر از دیشب. من به ادامه خواب امیدوار بودم و مجید نظر بر بیدار شدن داشت و به هیچ صراطی هم مستقیم نبود؛ بنابراین مجبور شدم بگویم که ساعت هنوز 4 صبح است تا مجید به ادامه خواب رضایت بدهد! نمی­گویم ساعت بعدی چند بود، فقط اینقدر بدانید که ساعت­ها بعد بود! حالا شرایط معکوس شده بود! به زور مجید را از خواب بیدار کردم و به سرعت صبحانه را که البته مفصل هم بود آماده نمودیم و خوردیم و لباس مناسب بر تن کردیم و با تجهیزات فنی مورد نیاز عازم برف­چال شدیم و تا ساعت 15 و در شرایط آب و هوایی کاملا متغیر (باران، آفتاب و ...) به تمرین موارد زیر پرداختیم:

·         انواع گام برداری روی برف

·         انواع برقراری کارگاه روی برف

·         انواع فرود بوسیله طناب و ابزار

·         بالا کشی به روش موفلاژ و فلاشن زوگ

·         بالاکشی با قرقره از پایین

·         اسکی روی برف

ساعت 15:00: پس از صرف ناهار داخل چادر، مدتی منتظر ماندیم تا باران فروکش کند، بعد به جمع و جور کردن وسایلمان پرداختیم و در نهایت با جمع کردن کمپ راه بازگشت به تهران را پیش گرفتیم و ساعت 17 در تهران بودیم.

با تشکر ویژه از مجید رفیق عزیز

احمد خاکزاد

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم فروردین ۱۳۸۹ساعت 21:35  توسط admin  |