گروه کوه نوردی همنورد

گزارش برنامه قله کلکچال (دومین برنامه رسمی فصل بهار 1390)

 بسمه تعالی

سرپرست برنامه: شاهین صفوی

گزارش برنامه: شاهین صفوی

صبح روز جمعه مورخ ۰۲/۰۲/۱۳۹۰ در محل قرار قدیمی خودمون یعنی کنار کفش ملی میدان تجریش جمع شدیم. خانم ها تهمینه طالبی، نسرین فیروزیان، هاله معصومی، آزیتا فرج الهی و آقایان آلفرد صفیانی، رامین پورراد، احمد خوشنویسان، حسین نوروزی، علی سالمی، سهراب بهرام پور و خودم شاهین افرادی بودیم که قصد صعود به قله رو داشتیم. البته در کنار ما هم عزیزان دیگری از جمله دوست خوبم احمد خاکزاد، مریم طلایی، حسین ادراکی و شادی و سپهر عزیز هم حضور داشتند.

از میدان تجریش به سمت گلابدره حرکت کردیم. در ساعت ۰۶:۵۵ در ابتدای مسیر گلابدره بودیم. مسیر کاملا دستخوش تغییرات زیادی شده بود. انگار که قرار بود این مسیر هم تبدیل بشه به یک تفرجگاه مدرن دیگه که چندان خوشایند به نظر نمی رسید.

مسیر را ادامه دادیم. در میان راه در کنار چشمه کمی ایستادیم تا بچه ها گلویی تازه کنند و آبی بنوشند. دوباره به راه افتادیم تا به جنگل وزباد رسیدیم. در ساعت ۰۸:۳۰ در کنار رودخانه جهت صرف صبحانه توقف کردیم. بچه ها هر کدام چندتا چندتا در گوشه ای دور جمع شده بودند و صبحانه می خوردند.

در ساعت ۰۹:۱۵ قصد حرکت مجدد کردیم. اینجا بود که گروه اول یعنی احمد، حسین، مریم، شادی و سپهر عزیز که قرار بود تا همین جا در خدمتشون باشیم (البته به خواست خودشون) از ما خدا حافظی کردند و از ما جدا شدند و ما هم به راهمون ادامه دادیم. بعد از عبور از سنگ مثقال و گذر از میان درختان پر از شکوفه در ساعت ۱۰:۰۰ به چشمه رسیدیم. کمی آب نوشیدیم و تجدید قوا کردیم و دوباره به راه افتادیم.

در میانه های راه هرکجا که مناظر زیبایی می دیدیم عکس می گرفتیم. در ساعت ۱۰:۵۰ در اردوگاه بودیم. اینجا بود که گروه دوم یعنی آلفرد، رامین و هاله که قرار بود تا همین جا در خدمتشون باشیم (البته باز به خواست خودشون) از ما خدا حافظی کردند و ما در ساعت ۱۱:۱۵ به راهمون به سمت گردنه لوپهنه ادامه دادیم. هوا بسیار خوب بود. ابری بودن هوا جلوی تابش نور خورشیدو گرفته بود و همین موضوع شرایط صعود خوبی رو فراهم کرده بود.

راه زیادی تا گردنه نمانده بود. مسیر را با گفتگو ادامه دادیم تا اینکه در میان گفتگو ها صحبت از بازگشت علی و آزیتا به میان آمد. این بار نوبت گروه سوم بود. با این عزیزان هم خداحافظی کردیم و به راه خودمون ادامه دادیم. سهراب هم ترجیح داد که از ادامه مسیر صرف نظر کند و با او هم خدا حافظی کردیم.

نسرین، تهمینه، حسین ، احمد و خودم(شاهین) همنوردان نهایی صعود به قله بودیم. وقتی در  ساعت ۱۲:۳۰ به گردنه لوپهنه رسیدیم باد شدیدی در حال وزیدن بود. اینجا بود که وجود بادگیر از واجبات صعود به شمار می رفت. مسیر را که تا حدی پوشیده از برف بود به سمت قله ادامه دادیم. در ساعت ۱۳:۴۵ بر روی قله ایستادیم.

احساس قشنگی بود. من و نسرین مراسم قله را برپا کردیم. سپس همگی در کنار هم به اتفاق ۳ کوه نورد دیگر که بر روی قله بودند دست به دعا برداشتیم و جای تمامی اونایی رو که قول داده بودیم جاشونو خالی کنیم، خالی کردیم و با افتخار سرود " ای ایران " را سر دادیم و در کنار هم چند عکس به یادگار گرفتیم.

هوا در حال نامساعد شدن بود. در ساعت ۱۴:۰۰ به سمت پایین به راه افتادیم. در میان راه به کوه نورد تنهایی به نام اوستا برخوردیم که مارو تا پایان مسیر همراهی کرد. در ساعت ۱۵:۱۵ مجددا به اردوگاه رسیدیم و مراسم ناهار برپا شد. عجب ناهاری بود جای مهدی خالی. تا ساعت ۱۶:۳۰ در اردوگاه بودیم و بعد از آن به سمت جمشیدیه راهی شدم. مسیر را با گفتگو های جنایی طی کردیم. البته بیشتر بین من و نسرین.

در انتهای برنامه وقتی به پارک جمشیدیه رسیدیم مناظر بسیار زیبایی رو مشاهده کردیم که توصیه می کنم اگر قصد کوه نوردی هم ندارید حتما یه سر به این پارک بزنید. واقعا زیبا بود.

در نهایت این برنامه در ساعت ۱۸:۳۰ در کنار دوستان خوبم به پایان رسید. به امید روزهای زیبای دیگر در کنار تمامی شما همنوردان گرامی.

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۰ساعت 15:50  توسط admin  |