گزارش برنامه قله دارآباد (سومین برنامه رسمی فصل پاییز1390)
به نام آفریننده کوهستان
سرپرست برنامه: شاهین صفوی
گزارش برنامه: شاهین صفوی
صبح سرد روز جمعه مورخ ۲۹/۰۷/۱۳۹۰ راس ساعت ۰۴:۴۰ دقیقه در محل قرار حاضر شدم. تعجب نکنید از اینکه خیلی زود رسیدم. دلیلشم این بود که از شانس خوب من اولین ماشینی که منو سوار کرد، تا فلکه چهارم تهرانپارس منو برد. خلاصه تا وقتی کم کم بچه ها بیان، حسابی از سرمای هوا لرزیدم. با روشن شدن هوا به ترتیب ندا، تهمینه، حمیدرضا، سهراب، ویدا و شبنم هم آمدند.
محل قرار ما فلکه چهارم تهرانپارس - دقیقا کنار کانکس نیروی انتظامی و ایستگاه ماشین های خطی تهران / فشم بود. کرایه هر نفر تا فشم ۱۵۰۰ تومان بود. البته ما باید در بین راه و در روستای حاجی آباد پیاده می شدیم. بالاخره در ساعت ۰۶:۱۵ با دو دستگاه سواری از فلکه چهارم به سمت فشم حرکت کردیم. سر بالایی جاده لشگرک رو در جهت شمال ادامه دادیم تا به گردنه قوچک رسیدیم. بهترین مشخصه این گردنه ایستگاه امداد و نجات جاده ای جمعیت هلال احمر در اونجاست.
مسیر را در جهت شرق ادامه دادیم. انتهای مسیر به یک دو راهی رسیدیم. از مسیر سمت چپ در جهت غرب به طرف فشم راه خودمونو ادامه دادیم. نزدیک روستای حاجی آباد شده بودیم. بعد از عبور از پل فلزی (در اینجا رودخانه در سمت چپ مسیر حرکت ما قرار داشت) در ساعت ۰۶:۵۵ به روستای حاجی آباد رسیدیم. به طرف دیگر جاده رفتیم و بعد از عبور از پل روی رودخانه وارد روستا شدیم.
از اونجایی که صبح روز تعطیل بود و انتظار می رفت مردم هنوز خواب باشند به بچه ها گفته بودیم تا وقتی که از روستا خارج نشدیم سکوت رو رعایت کنند تا مزاحمتی برای کسی ایجاد نشه. مسیر را به سمت راه پاکوب که از روستا خارج می شد ادامه دادیم. در ساعت ۰۷:۲۰ برای صرف صبحانه در محلی مناسب در کنار درخت زیبایی که رنگ پاییز به خود گرفته بود توقف کردیم و مشغول صرف صبحانه شدیم. جاتون خالی کلی خندیدیم.
در ساعت ۰۸:۰۰ صعود خودمونو آغاز کردیم. از اونجایی که جانپناه روی قله تقریبا تخریب شده بود، از محلی که ما قرار داشتیم موقعیت دقیق قله مشخص نبود (البته ما این موضوع رو بعد از اینکه روی قله رسیدیم فهمیدیم). بخاطر همین با توجه به گفته های یکی از دوستان قدیمی که این مسیر رو قبلا اومده بود مسیر را از روی یکی از یال ها به سمت بالا ادامه دادیم. در میانه های راه متوجه شدم که این یال کمی جلو تر از قله قرار داره و به تیغه های دارآباد منتهی می شه، که بخاطر همین موضوع تصمیم گرفتم تا شیب مسیر تند نشده از همونجا مسیر را بصورت تراورس (کمربر) ادامه بدیم تا به یال منتهی به قله برسیم.
چاره ای نبود. مسیر کمی دور شده بود و من خودمو سرزنش می کردم. ولی در عوض از زیبایی های منطقه لذت برده بودیم. چیزی که در این مسیر خیلی ناخوشایند بود حضور تعداد زیادی شکارچی بود. در طول مسیر صدای شلیک تفنگ هاشون دائما به گوش می رسید. مسیر هم پر بود از پوکه های گلوله های شلیک شده. واقعا برای سازمان حفاظت از محیط زیست باید متاسف بود که اینقدر بی تفاوته.
نزدیک قله شده بودیم. بچه ها همگی آمادگی خوبی داشتند. فقط کمی گرسنه شده بودند و من هم وعده یک ناهار مفصل رو بهشون داده بودم تا اینکه در ساعت ۱۳:۲۰ به قله رسیدیم. (در این مسیر تا نزدیک قله تقریبا همه جای مسیر تلفن همراه آنتن داشت). هوا سرد و ابری شده بود. کم کم بارش برف هم شروع شد. اینجا بود که همراه داشتن دستکش و کاپشن گرم و دیگر تجهیزات ضروری خودنمایی می کرد. همگی مشغول صرف ناهار شدیم. جانپناه از ناحیه سقف کاملا تخریب شده بود و قابل استفاده نبود.
عده ای کوه نورد در محل حضور داشتند. جا داره از تلاش این دوستان جهت تعمیر جانپناه کمال تشکر رو داشته باشیم. باد سردی شروع به وزیدن کرده بود. در ساعت ۱۴:۱۵ به سمت پایین حرکت کردیم. قبل از برنامه قرار بود از مسیر چشمه درازلش برگردیم ولی از اونجا که در مسیر صعود، تا حدی زمان رو از دست داده بودیم تصمیم گرفتم از مسیر کنار پادگان برگردیم تا سریع تر به پایین برسیم. این مسیر بصورت پاکوب دقیقا در کنار فنس های پادگان مشخصه.
همه بچه ها مخصوصا شبنم انرژی دوباره ای گرفته بودند. در میان راه چند عکس یادگاری گرفتیم. این نکته هم ناگفته نمونه که حضور شبنم کلی روحیه به همه می داد. کم کم هوا داشت تاریک می شد. از میان درختان کاج مسیر فرود را ادامه دادیم تا به قهوه خانه سربند غلاک رسیدیم. در نهایت این برنامه در ساعت ۱۷:۱۵ به پایان رسید. جا داره از همکاری تمامی همنوردای خوبم در این برنامه مخصوصا حمیدرضا و سهراب عزیز تشکر ویژه کنم. جای تمامی دوستانی که با ما نبودن خیلی خالی بود. هرچند که ما همیشه به یاد احمد و مهدی و مجید و نسرین و حسین و بقیه ی همنوردای خوبمون هستیم.