گروه کوه نوردی همنورد

آشنایی با برخی اصطلاحات کوه نوردی

به نام خداوند کوهستان

كوه (Mountain):
زمينی كه نسبت به پيرامون خود به طور مشخصی برجسته تر بوده و دارای دامنه های شيب داری باشد. ارتفاع دقيقی برای آن تعريف نشده است ولي معمولاً زمين هايی كه حدود 600 متر از اطراف خود بلندتر باشند را كوه می نامند. كوه ها به سه شكل به وجود می آيند:

  • بر اثر چين خوردگی سطح زمين.

  • بر اثر فرسايش.

  • بر اثر فعاليت های آتشفشانی.



گُرده (Arête - Flank):
يال هايی كه شيب آن ها زياد بوده و بيشتر از مناطق سنگی و صخره ای تشكيل شده باشند، گُرده ناميده می شود.



صخره (Rock):
به سنگ هایی يكپارچه و بزرگ، كه بتوان حداكثر با يك طول طناب آن را صعود نمود صخره می گويند.



ديواره (Wall):
ديواره يا پرتگاه به مناطقی گفته می شود كه دارای سنگ های يكپارچه با شيب زياد بوده و برای صعود آن به بيش از يك طول طناب نياز باشد.



قله (Summit , Peak , Top):
بلندترين نقطه هر كوه را قله می نامند. ممكن است در بالای برخی از كوه ها دو يا چند قله هم ارتفاع وجود داشته باشد. در كوه هايی كه در رأس آن دو يا چند قله ی هم ارتفاع وجود دارد، قله بلندتر را قله ی اصلی و قله های كوتاه تر را قله ها ی فرعی می نامند.



تپه (Hill):
به ارتفاعات كمتر از 600 متر نسبت به زمين های مجاور تپه گفته می شود.



يال (Ridge):
محل برخورد دو دامنه ی شيب دار را در بالاترين نقطه ی تماس يال می نامند.



خط الرأس (Divide):
به خط اصلی و بلندترين يال بين دو قله كه محل تقسيم آب باران باشد، خط الرأس گفته می شود. واژه ی فارسی معادل آن آب پخشان است. خط الرأس اصلی محل تقسيم دو حوزه ی آب ريز جداگانه است. در حالی كه خط الرأس فرعی با اين كه محل تقسيم آب است، اما آب های سرازير شده از هر دو قسمت آن به يك حوضه ی آب ريز ريخته می شوند.



دره (Valley):
محل برخورد دو دامنه شيب دار در پایین ترین نقطه تماس را دره می نامند. دره معمولا محل عبور رودخانه های دائمی یا فصلی است.



خط القَعر ((Thalweg(DE) , Valley Line (EN)):
ژرف ترين نقاط بستر يك رودخانه يا دره را خط القعر می نامند.

گردنه (Pass):
پايين ترين نقطه تماس بين خط الرأس های دو كوه را گردنه می نامند. در دو طرف گردنه معمولاً دو دره از طرفين كوه سرازير می شوند، در نتيجه گردنه شكلی شبيه به زين اسب دارد.

يخ (Ice):
شكل جامد آب با تراكم تقريبی 0.9گرم در هر سانتی متر مكعب به گونه ای كه روی آب شناور می ماند. يخ همچنين به شكل بلورهای كوچك مانند برف ( Snow)، تگرگ (Hall) و یخ بندان (Frost) به وجود می آيد.


برف (Snow):
بخار آب موجود در درجه های زير صفر به شكل بلورهای يخ با ساختاری ظريف و پر مانند تشكيل مي شوند به نام برف. برف ممكن است به شكل بلورهاي منفرد يا به صورت تكه های بزرگ كه از طريق اختلاط تعداد زيادی بلور ايجاد شده بارش كند.


نقاب (Cornice):
توده ای برفی كه بر اثر وزش باد از بالای خط الراس يا يال جلوتر آمده باشد.



پل برفی (Snow Bridge):
پل يا قوسی از برف و يخ معمولا در سطح يخچال تشكيل مي شود. خطرناك بودن بعضی از آن ها ممكن است به اندازه يك تله برفی باشد.



برف گيجه (White - out):
حالتی از گيجی كه به علت ريزش شديد يا پوشش كامل برف همراه با توفان به انسان دست می دهد و انسان نمی تواند جهت را به درستی تشخيص دهد.


برف چال / پهنه برف (Snow field):
چاله های كم عمق در نواحی كوهستانی و سرزمين های پرفراز كه برف در آن انباشته شده و دارای سطحی تقريبا هموار هستند.



يخرفت (Moraine):
خرده سنگ و مواد ديگری كه بر اثر عمل يخچال های طبيعی بر جای می مانند را يخرفت گويند. يخرفت به گونه های كناری – ميانی – زمينی و پايانه ای (پيشانی) تقسيم می شود.



يخچال (Glacier):
رودخانه ای از توده يخ (گاهی به ضخامت 300 متر) كه از برف انباشته مي شود. در سطح شيب دار بالای كوه ها يا گودال ها به وجود مي آيد. وزن برف باعث می شود تراكم اين توده زياد شود و به سوی دره های پايين تر به آرامی حركت كند. سرعت آن از چند سانتی متر تا چند متر در روز متغير است. حركت يخچال بر روی زمين های ناصاف باعث به وجود آمدن شكاف های عميق يا عوارضی چون يخشار و برج يخی روی سطح يخچال می شود.



شكاف يخچالی (Crevasse):
شكافی عميق در سطح يخچال كه به سبب فشار داخلی يخچال به جلو پيشروی می كند. شكاف يخچالی يكی از خطرناك ترين خطرات در كوه نوردی است. بعضی از آن ها بوسيله پل برفی يا تله برفی پنهان می شوند.



يخ چاك (Bergschrund):
فضايی گشاده بين ديواره ی سنگی و يخچال. اين فضای گشاده وقتی به وجود می آيد كه يخ و برف موجود در يك سيرك يخچالی به طرف جلو به حركت در آمده و مواد آن از ديواره سيرك جدا می گردد. اين فضاها برای حركت كوه نوردان اشكال ايجاد می كند. پای ديواره علم كوه و يخچال اسپيلت نمونه های يخ چاك در ايران است.



تله برفی (Snow Trap):
برفی ناپايدار و كم ضخامت كه روی شكاف های برفی را پوشانده و در صورت گام نهادن بر روی آن می شكند.

منبع مطالب: طرح درس کارآموزی برف فدراسیون کوه نوردی و صعودهای ورزشی

تصاویر: سایت Anobanini

گردآوری: مهدی هاشمی / ویرایش و بازنگری: شاهین صفوی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آبان ۱۴۰۳ساعت 0:1  توسط مدیر وبلاگ  |