گروه کوه نوردی همنورد

گزارش برنامه جانپناه شروین (چهارمین برنامه رسمی فصل پاییز1390)

به نام آفریننده کوهستان

سرپرست برنامه: شاهین صفوی /  گزارش برنامه: شاهین صفوی

نام برنامه: جانپناه شروین / تاریخ برنامه: ۱۳/۰۸/۱۳۹۰

وضعیت هوا: آفتابی همراه با وزش باد ملایم

موقعیت برنامه: تهران - تجریش - دربند - م سربند - پس قلعه - بندیخچال

اعضای گروه: تهمینه، ویدا، شاهین / نفرات میهمان: شبنم، آزیتا، علی

نوع منطقه: کوهستانی - سنگ نوردی

محل قرار: میدان سربند - کنار مجسمه کوه نورد

در محل قرار، ایستگاه نیروی انتظامی، ایستگاه امداد و نجات هلال احمر، سرویس بهداشتی، تله سی یژ، سوپرمارکت، ایستگاه سواری های خطی به سمت تجریش وجود دارد. البته ایستگاه امدادی فقط در روزهای پنج شنبه و ایام تعطیل فعال می باشد.

ساعت  ۰۷:۴۵ - آغاز حرکت با ۱۵ دقیقه تاخیر به سمت ایستگاه بالایی تله سی یژ.

مسیر پاکوب را ادامه دادیم. از میان قهوه خانه های متعددی می گذریم. رودخانه در سمت راست ما قرار دارد. این منطقه که همانند روستایی است، پس قلعه نام دارد. به یک دو راهی می رسیم. مسیر سمت راست بعد از عبور از روی یک پل چوبی به سمت بند یخچال می رود. در این حالت رودخانه در سمت چپ ما قرار می گیرد. تابلوی کوچک زرد رنگی ما را به سمت کمپینگ باغچه هدایت می کند. تا قبل از این دو راهی قهوه خانه های متعددی در مسیر وجود دارد که می تواند برخی نیازهای کوه نوردان را فراهم آورد.

ساعت ۰۸:۴۰ - به کمپینگ باغچه رسیدیم و جهت صرف صبحانه توقف کردیم. کوه نوردان می توانند در این محل صبحانه، ناهار، شام، آب جوش و... خریداری نمایند. این محل سالن سرپوشیده دارد و در زمستان مجهز به سیستم گرمایشی می باشد.  همچنین کوه نوردانی که تمایل به شبمانی داشته باشند می توانند با پرداخت مبلغی، در این محل شب را به صبح رسانند. البته زیاد گرم نیست و همراه داشتن کیسه خواب الزامی است. سرویس بهداشتی وجود دارد و موبایل آنتن می دهد.

در کنار همنوردای خوبم صبحانه ای مفصل صرف کردیم و چند عکس یادگاری هم گرفتیم.

ساعت ۰۹:۲۰ - مجددا حرکت خودمونو آغاز کردیم. مسیر حرکت کاملا مشخصه. بعد از آخرین قهوه خانه در حدود ۱۰ دقیقه جلوتر، تقریبا جایی که درختان در حال تمام شدن هستند. چشمه کوچکی بنام چشمه جعفر در زیر سنگی وجود دارد که می توانید آب آشامیدنی تهیه نمایید.

مسیر را ادامه دادیم و به منطقه سنگ نوردی بندیخچال رسیدیم. با توجه به مناسب بودن شرایط جوی، سنگ نوردهای بسیاری به محل مراجعه و در حال فعالیت بودند. کمی توقف کردیم و ناظر فعالیت این دوستان بودیم. مسیر را ادامه دادیم. در جهت شمال و به سمت بالا در حال ارتفاع گرفتن بودیم. به محلی رسیدیم که در بین کوه نوردها معروف است به زمین فوتبال. دلیل این نام گذاری، مسطح بودن این قسمت از مسیر است. در ضلع جنوبی این زمین، سنگ بزرگی که شبیه چکمه است قرار دارد.

مسیر را به سمت دیواره بندیخچال ادامه دادیم. باید کمی به سمت چپ متمایل می شدیم و حرکت می کردیم. با ارتفاع گرفتن، کم کم جانپناه نمایان شد. مسیر تقریبا از حالت پاکوب خارج شده بود و باید از روی سنگ ها عبور می کردیم. برف چند روز قبل هم در مسیر باعث شده بود که مسیر را با احتیاط بیشتر طی کنیم. از قهوه خانه تا اینجا، موبایل زیاد آنتن دهی خوبی نداشت.

در سمت چپ مسیر صعود ما، پایگاه امداد و نجات داودی مشاهده می شد که بصورت اتاقی سنگی با سقف شیروانی بود.

ساعت ۱۲:۲۰ - به جانپناه زنده یاد شروین جزایری رسیدیم. این جانپناه سنگی و مسقف، دو طبقه دارد که بوسیله نردبانی فلزی از داخل، امکان دسترسی به طبقه دوم فراهم شده است. در طبقه اول، محلی جهت روشن نمودن آتش وجود دارد.

برای ناهار در بیرون جانپناه در محلی مناسب مستقر شدیم. هوا بسیار تمیز و باد ملایمی در حال وزیدن بود. چند عکس یادگاری گرفتیم و بعد از صرف ناهاری خوشمزه که نمی دونم دست پخت کدوم یک از دخترا بود قصد برگشت کردیم.

ساعت ۱۳:۳۰ - حرکت خودمونو به سمت پایین آغاز کردیم. به دلیل برفی بودن مسیر به آرامی حرکت می کردیم. در مسیر بازگشت وقتی به سنگ شکاف یا همان سنگ آلبرت رسیدیم چند دقیقه ای به تماشای سنگ نوردهایی که مشغول فعالیت بودند پرداختیم و مجددا از همان مسیر به سمت پایین حرکت کردیم.

ساعت ۱۶:۳۰ - این برنامه هم در کنار همنوردای خوبم به اتمام رسید. جا داره از شبنم تشکر ویژه کنم که به دقت به توضیحات من گوش می داد و تا انتهای مسیر سوالات بسیاری از من پرسید. امیدوارم ایستادن های من و توضیح دادن ها کمی از خستگی عضلات دوستان کم کرده باشد. جای همه اونایی که نبودن خالی بود.  

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۰ساعت 23:40  توسط admin  |