گزارش برنامه قله دوشاخ (سومین برنامه رسمی فصل زمستان 1390)
به نام آفریننده کوهستان
نام برنامه: صعود به قله دو شاخ
تاریخ برنامه: ۰۷/۱۱/۱۳۹۰
سرپرست برنامه و گزارش نویس: شاهین صفوی
عکاس ها: رامین رحمانی، مهران شاه آبادی، شاهین صفوی
وضعیت هوا: نیمه ابری
موقعیت برنامه: تهران - درکه
نفرات حاضر در برنامه:
رامین، ویدا، شبنم، نسرین، سعید، مهران، سارا، حسین، حامد، شاهین.
محل قرار: میدان درکه - جنب مسجد
ساعت ۰۶:۴۵ - برنامه با ۱۵ دقیقه تاخیر آغاز شد. البته یکی از دوستان هنوز به جمع ما اضافه نشده بود که طی تماس تلفنی قرار شد تا خودشو به ما برسونه.
مسیر اصلی درکه رو آغاز کردیم. تا به استراحتگاه کلبه کوه نورد (عمران) رسیدیم. مسیر جنگل کارا دقیقا از جلوی این استراحتگاه آغاز می شه و با وارد شدن به این مسیر در واقع از مسیر اصلی درکه که به سمت پناهگاه پلنگچال میره کاملا خارج شده ایم. مشخصه این مسیر فنس های کشیده شده در کنار مسیر پاکوب می باشد. ابتدای مسیر شیب نسبتا تندی داره ولی کم کم از شیب کاسته شده تا در نهایت این مسیر شما رو به سمت جنگل کارا هدایت می کنه.
ساعت ۰۸:۰۵ - به جنگل کارا رسیدیم. در محلی مناسب و در جمعی صمیمی مشغول صرف صبحانه شدیم. در جنگل کارا چشمه ای وجود دارد که کوه نوردان می توانند نیاز خود را به آب آشامیدنی تامین نمایند.
ساعت ۰۹:۰۰ - مسیر خودمونو به سمت یال منتهی به خط الراس آغاز کردیم. در مسیر صعود، ۲ نفر از دوستان تصمیم به بازگشت گرفته و از تیم جدا شدند.

مسیر آبی: خط الراس چین کلاغ به قله دو شاخ
مسیر قرمز: مسیر حرکت تیم

نشان بنفش: جنگل کارا
مسیر قرمز: مسیر حرکت تیم
تیم با ریتم حرکتی مناسب در حال صعود بود. انتهای مسیر کاملا یخ زده بود و به دلیل شیب تند مسیر و احتمال سقوط با احتیاط کامل در حال حرکت بودیم. حتی چندین بار به بچه ها تذکر دادم که از صحبت بی مورد پرهیز کنند تا اتفاقی پیش نیاد. بر روی دومین یال مجاور نسبت به یالی که ما از روی اون در حال صعود بودیم، از دور ۳ نفر کوه نورد مشاهده می شدند که در حال حرکت به سمت قله چین کلاغ بودند.

مسیر خودمونو ادامه دادیم. حدود ساعت ۱۱:۳۰ بود که مجددا به اون ۳ کوه نورد نگاه کردم و فکر کردم در حال سر خوردن بر روی برف هستند ولی بعد از چند دقیقه که حرکتی از اونا ندیدیم احساس کردم ممکنه که اتفاقی افتاده باشه.
با صدای بلند با کوه نورد آسیب دیده صحبت کردم. اعلام کرد که از ناحیه ساق پای راست دچار شکستگی شده. اینجا بود که تا حدی نگران شرایط اون شدیم. اول اینکه دقیقا در جایی بود که کسی به غیر از ما اونو نمی دید و دوم اینکه زخمی شده بود و خونریزی داشت و هر لحظه ممکن بود شرایط بدتر بشه.


مجددا با صدای بلند از نفری که همراه اون بود خواستم تا به سمت قله چین کلاغ حرکت کنه و از کوه نوردهایی که در مسیر بازگشت قله هستند کمک بگیره. ما هم با دیدن چند کوه نورد، با صدای بلند اونارو متوجه محل حادثه کردیم. خوشبختانه اونا هم متوجه موضوع شدند و به محل حادثه رفتند.
اینجا بود که تصمیم گرفتیم از صعود به قله دوشاخ صرف نظر کنیم و به کمک مصدوم بریم. بعد از رسیدن به خط الراس به سمت قله چین کلاغ حرکت کردیم و در ساعت ۱۲:۴۰ بر روی قله بودیم.
ساعت ۱۲:۴۵ - به سمت یال معدن حرکت کردیم و در موقعیت محل حادثه قرار گرفتیم. چند نفر از کوه نوردانی که قبل از ما به محل رسیده بودند در حال تلاش برای بالا کشیدن مصدوم بودند. ساق پای مصدوم رو هم با باتون، آتل بسته بودند.

فردی که در تصویر مشخص شده بیشترین تلاشو برای نجات مصدوم کرد. من خودم از نزدیک شاهد تلاش کم نظیر اون بودم. متاسفانه اسم این کوه نورد عزیز رو نمیدونم. از اون دو نفری هم که در تصویر می بینید و کنار هم ایستاده اند، نفر سمت چپ آقای مسعود سروش نیا از کوه نوردان باتجربه هستند که خودشون در جریان این عملیات نجات دچار حادثه شده و از چند ناحیه در دست راست دچار شکستگی شدند. از همین جا برای این دوست خوبمون که به محض رسیدن در محل حادثه اقدام به کمک کردند آرزوی سلامتی می کنیم.

دشوار بودن مراحل نجات این کوه نورد آسیب دیده، به دلیل یخ زدگی کامل و شیب تند محل حادثه بود. متاسفانه تعدادی از کوه نوردان هم در کناری ایستاده و تنها به ایراد نظرات تخصصی و اشکال گرفتن از نفرات کمک کننده می پرداختند.

در نهایت با تلاش برخی کوه نوردان مصدوم به بالا کشیده شد. در حدود ساعت ۱۳:۲۰ با تلاش فراوان با آتش نشانی تماس حاصل کردم و خبر این حادثه و محل دقیق اونو اعلام کردم. بعد از اون با مرکز امداد و نجات کوهستان هلال احمر شمیرانات هم تماس گرفتم و درخواست کمک کردم.
در همین حین برخی از کوه نوردان حاضر در محل، نسبت به محکم کردن آتل بندی مصدوم و جلوگیری از خونریزی اون اقدام کردند. فکر کنم در حدود ۲۰ کوه نورد مشغول کمک رسانی به مصدوم بودند و حسابی شلوغ شده بود. من هم با صحبتی که با یکی از دوستان مصدوم (کامران) داشتم قول دادم تا در مسیر بازگشت در اولین فرصتی که مجددا تلفن همراه آنتن بده پیگیر نیروهای امدادی خواهم شد.
تمامی همنوردان ما در این برنامه گواه تلاش ما برای ارتباط برقرار کردن با مراکز امدادی رسان بودند.
ساعت ۱۳:۳۰ - به همراه دیگر همنوردان خوبم به سمت یال منتهی به جنگل کارا حرکت کردیم و پس از عبور از انبوهی برف در ساعت ۱۵:۲۵ به جنگل کارا رسیدیم. اینجا بود که با نیروهای امدادی هلال احمر ارتباط برقرار کردیم و موقعیت مصدوم رو دوباره اطلاع دادیم. پس از آن مشغول صرف ناهار شدیم. همگی دوستان نگران شرایط مصدوم بودند و اینکه چه عاقبتی در انتظار اوست.
ساعت ۱۶:۱۰ - بعد از کمی استراحت به سمت درکه حرکت کردیم و بعد از توقفی کوتاه در مسیر در ساعت ۱۷:۱۵ به میدان درکه رسیدیم. اینجا بود که نیروهای هلال احمر رو دیدیم و اعلام کردند که تیم اونا در حال نزدیک شدن به محل حادثه هستند. مجددا موقعیت و شرایط مصدوم را برای نیروهای امدادی کاملا تشریح کردم.
البته ناگفته نمونه که از حدود ساعت ۱۳:۳۰ که اولین خبر حادثه اعلام شده بود تا حدود ساعت ۱۷:۳۰ نزدیک چهار ساعت می گذشت و نیروهای امدادی هنوز در محل حاضر نشده بودند و این جای .....؟..... داشت.
برنامه گروه ما هم با رسیدن به میدان درکه به پایان رسید البته امیدوارم که خاطره بدی از این حادثه در ذهن دوستان بجا نمونه.

ممنون از رامین رحمانی عزیز برای ارسال مسیر ثبت شده با GPS
پی نوشت: در نهایت مصدوم با کمک کوه نوردان حاضر در منطقه و با پای پیاده و بدون کمک هیچ نیروی امدادی در حدود ساعت ۲۳:۴۵ همان شب به بیمارستان طالقانی انتقال پیدا کرد و طی ملاقاتی که شخصا در همان شب با مصدوم (کامران) داشتم وضعیت عمومی خوبی داشت و در حال حاضر مشکل خاصی ایشون رو تهدید نمی کنه.
ناگفته نمونه که، تمام پشت صحنه های فعالیت نیروهای امدادی رو هم تا نیمه های شب از نزدیک شاهد بودم که بخاطر هزاران دلیل شنیده و نشنیده جای .....؟.... داره. به امید روزی که جان انسان ها ارزشمندتر از هزینه بالگردهای امدادی باشه.