گزارش برنامه قله دارآباد (ششمین برنامه رسمی فصل بهار 1391)
به نام آفریننده کوهستان
سرپرست برنامه: آقای رامین رحمانی
گزارش نویس: خانم ویدا زرکش
صبح روز جمعه مورخ 12/03/91 ساعت 06:05 با دوستان خوبم قرار داشتم تا همگی با هم به سمت محل قرار برنامه یهنی (فلکه چهارم تهرانپارس درست جنب کانکس نیروی انتظامی و ایستگاه ماشین های خطی تهران / فشم) حرکت کنیم.
حدود ساعت ۰۶:20 به محل قرار رسیدیم و دیدم غیر از من و نگار، رامین (سرپرست محترم برنامه)، حمیدرضا و مازیار دوستای خوبم شاهین، نسرین، علیرضا، امین و مهران هم رسیده اند و تا احوال پرسی کنیم شهرزاد هم رسید و بالاخره ساعت 06:45 سه تاکسی گرفتیم و به سمت فشم و روستای حاجی آباد حرکت کردیم، کرایه هر نفر در این مسیر 2000 تومان بود.
بعد از عبور از سر بالایی جاده لشگرک با دیدن ایستگاه امداد و نجات جمعیت هلال احمر معلوم بود که به دو راهی گردنه قوچک رسیدیم و از اونجا از مسیر سمت راست به سمت فشم راهمون رو ادامه دادیم و بعد از عبور از اولین پل فلزی در ساعت 07:15 به روستای حاجی آباد که در طرف دیگر جاده بود (سمت چپ) رسیدیم.
از تاکسی پیاده شدیم و بعد از عبور از جاده و روی پل، با رعایت سکوت کامل در حین عبور از روستا (به علت عدم ایجاد مزاحمت برای ساکنین روستا) به مسیر پاکوب خارج از روستا رسیدیم که باید عرض کنم این قسمت از مسیر خیلی سخت بود چون مجبور بودیم ساکت باشیم و حرف نزدن جزء سخت ترین کارهای کوه نوردی محسوب می شود!!!!
حرکت خودمونو از روی یال آغاز کردیم، هوا هنوز خیلی گرم نشده بود. در ساعت 07:55 توقف کردیم و مشغول صرف صبحانه شدیم (دلچسب ترین قسمت برنامه برای بنده)، ساعت 08:38 ادامه مسیر بر روی یال را آغاز کردیم. در حین حرکت، جانپناه روی قله دیده می شد. همچنین جاده فشم نیز در جهت مخالف قابل مشاهده بود.
بوی خوش گیاهان جلب توجه می کرد که با توضیحات شاهین متوجه شدیم که چای کوهی، آویشن و ریواس بود. ساعت 08:45 بود که به انبوهی از ریواس ها رسیدیم. در مسیر تقریبا همه جا موبایل آنتن داشت و هر چه بالاتر می رفتیم سد لتیان نیز قابل رویت تر می شد. در بخشی از مسیر صعود سنگ ریزه و شن هم وجود داشت که تا حدی صعود را دشوار می کرد.
همچنان با سرعت متوسط مشغول بالا رفتن بودیم و کم کم حدود ساعت 09:45 با نزدیک شدن به ارتفاع 2400 وزش باد شروع شد و در حدود ساعت 10:22 با رسیدن به ارتفاع 2517 متری بود که وجود گیاهان و چند درخت ما را متوجه چشمه ای در این ارتفاع کرد.
آب این چشمه به مقداری بود که همه ی اعضای گروه سیراب شدند و تا حدودی از خستگی مسیر کاسته شد. ساعت 10:27 مسیر را ادامه دادیم و ساعت 12:00 در ارتفاع 2920 متری کمی توقف کردیم تا بچه ها استراحت کرده و به دلیل وزش باد نسبتا شدید، بادگیرها را بپوشند و در اینجا بود که غیر از سد لتیان و جاده فشم دید خوبی هم به قله دماوند داشتیم که برای من خیلی جذاب بود.
لازم به ذکر است که پینه دوزها و کرم های زیادی در مسیر وجود داشتند که توجه همه بچه ها رو به خودشون جلب کرده بودند و همچنین انبوهی از گل های زرد و بنفش و سورخابی نیز به زیبایی مسیر افزوده بود. ساعت 13:00 بود که به قله رسیدیم و در داخل جانپناه مستقر شدیم و ناهار خوردیم.

ساعت 14:05 از روی خط الراس دارآباد شروع به پایین آمدن کردیم. بادی که می وزید سبب می شد از گرمای خورشید کاسته شود. ما مسیر پاکوب نزدیک برج دیدبانی در امتداد سیم خاردارها را ادامه دادیم تا اینکه به علت گرمی هوا و عدم وجود آب کافی در مسیر، کم کم ذخیره آبمان تمام شد و ساعت 16:55 ته مانده آبهایمان را به صورت اشتراکی نوشیدیم و متاسفانه به علت فاصله ای که از آب آشامیدنی موجود در مسیر داشتیم مجبور شدیم بی آبی و گرما را چند دقیقه ای تحمل کنیم که البته خیلی سخت بود.
ولی با حمایت های سرپرست خوب برنامه و البته شاهین و دیگر دوستان این مرحله را گذراندیم و بعد از عبور از مسیر شن اسکی ساعت 17:18 بود که به اولین سایه ی موجود در مسیر رسیدیم و کمی استراحت کردیم ولی از آب خبری نبود و در نهایت در ساعت 17:31 به منبع آب موجود در مسیر اصلی دارآباد جنب (سربند غلاک) رسیدیم و بعد از سیراب شدن و استراحت، ساعت 18:15 به میدان دارآباد رسیدیم و از آنجا تاکسی گرفتیم و در نهایت برنامه به اتمام رسید.

از تمام دوستای خوبم که در این برنامه صبور بودند و با حرف ها و کمک هاشون دلگرمی می دادند کلی تشکر می کنم.